زندگی یک مرد

می خواهم تا انتهای تنهایی بنویسم تا روزی که تو را بیابم و انگاه همه حرف هایم را به تو بگویم...

زندگی یک مرد

می خواهم تا انتهای تنهایی بنویسم تا روزی که تو را بیابم و انگاه همه حرف هایم را به تو بگویم...

من یک انسانم. یک انسان نیاز هایی دارد. به یک مونس. به یک دوست. من نیز این گونه ام.
نمی دانم دوستانم خوب نیستند یا زمانه عوض شده ولی روی هرکسی سرمایه گذاری کردم سود نکردم. هزاران دوست که هیچ کدام با من نیستند. در میان جمع ام ولی تنهایم....
از امروز(روزی که آخرین دوست را هم بیشتر شناختم اقای 10 ای که فکر می کردم در اینده هم با هم باشیم) به نوشتن روی می آورم تا شاید مرحم دل تنگم شود

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

3 تا بحث جدید دوباره پیرامون 10 و دو جدید و ACM

پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۵۷ ب.ظ

سلام


مشکل جدید ها زیاد شده که باید بحث شه درباره اش

اما بحث دیگه اقای 10 است من چند روز پیش رفتم خونه  ی 11 که (حالم ازش بهم خورد این بماند برای بعد) اما دوباره دیدگاهم درباره ی 10 عوض شد

نمی دونم واقعا مخصوصا درباره ی خانواده اش گفت پدرش بهش هی گیر می ده نماز بخون خب این خیلی خوبه می خوام با هم اگه بشه یار شیم

اما اون با عشق مشکل داره (مردک نادان ترم یک و دو عاشق خانوم 12 بوده ها حالا به ما می رسه کلا می گه عشق فقط با خدا خوبه که اونم غفلت می کنه) نمی دونم باید چی کنم

مشکل اساسی این جدید ها هستند جدا خدایا کمک

اقای 13 زنگ زد گفت با اقای 14 تیم acm بدیم منم گفتم برادر من خفن نیستم ها بدون اینو فردا گله نکنی گفت باشه خب خدایا شکرت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۴

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی