زندگی یک مرد

می خواهم تا انتهای تنهایی بنویسم تا روزی که تو را بیابم و انگاه همه حرف هایم را به تو بگویم...

زندگی یک مرد

می خواهم تا انتهای تنهایی بنویسم تا روزی که تو را بیابم و انگاه همه حرف هایم را به تو بگویم...

من یک انسانم. یک انسان نیاز هایی دارد. به یک مونس. به یک دوست. من نیز این گونه ام.
نمی دانم دوستانم خوب نیستند یا زمانه عوض شده ولی روی هرکسی سرمایه گذاری کردم سود نکردم. هزاران دوست که هیچ کدام با من نیستند. در میان جمع ام ولی تنهایم....
از امروز(روزی که آخرین دوست را هم بیشتر شناختم اقای 10 ای که فکر می کردم در اینده هم با هم باشیم) به نوشتن روی می آورم تا شاید مرحم دل تنگم شود

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

آیا باید کار کرد؟

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۰۲ ب.ظ

به نام او


این چند روزه چیز های جدیدی دیدم و چیز های جدید متوجه شدم

کلی مطلب در گوشیم نوشتم

 باید همه منتقل شه این جا و روی کاغذ

اما این پست

ایا باید کار کرد؟

وقتی یک سری عوضی(ژن برتر با تفکرات غیر "بخر" ای که موفق اند ) می شن مدیر و ما باید کار کنیم زورم می گیره وقتی الویت بندی یکیه و من و 22 می ریم بخش 24 و اقای 23 می ره بخش 25 کفر ادم در میاد

یارو میاد واسه ما تسبیح اب می کشه و خودش می ره پاسور می زنه

به 22 گفتم که میان پیش ما درباره ی ئغئغه های جهانی حرف می زنند خودشون ولی تصمیماتشون کاملا فردیه

داره کفرم درمیاد

حالا ایا باید کار کرد یا نه؟

بقیه اش شخصیه

بی خیال

مخصوصا که در پیش اردو 96 بعد چند وقت دوری دیدمش حس کردم اصلا حرف هام مهم نیست یعنی من سوال می کنم جواب نمی ده و یک حرف دیگه می زنه

و همه اش به 22 نگاه می کرد

حتی یک جایی حس کردم که با 22 حرف زده درباره ی من و مثلا یک چیزی من گفتم برگشته و به 22 می گه دیدی من گفتم این این جوریه

بی خیال

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۲۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی