زندگی یک مرد

می خواهم تا انتهای تنهایی بنویسم تا روزی که تو را بیابم و انگاه همه حرف هایم را به تو بگویم...

زندگی یک مرد

می خواهم تا انتهای تنهایی بنویسم تا روزی که تو را بیابم و انگاه همه حرف هایم را به تو بگویم...

من یک انسانم. یک انسان نیاز هایی دارد. به یک مونس. به یک دوست. من نیز این گونه ام.
نمی دانم دوستانم خوب نیستند یا زمانه عوض شده ولی روی هرکسی سرمایه گذاری کردم سود نکردم. هزاران دوست که هیچ کدام با من نیستند. در میان جمع ام ولی تنهایم....
از امروز(روزی که آخرین دوست را هم بیشتر شناختم اقای 10 ای که فکر می کردم در اینده هم با هم باشیم) به نوشتن روی می آورم تا شاید مرحم دل تنگم شود

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

نقطه روشن

سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۴۸ ب.ظ

یا حق

سلام

من مشکل خود را یافتم

نقطه ی روشنی در برابر خود نمی بینم

کار بزرگ که با این وضع هیش کارکوچیک و تف چسبوندن هم بدون ازدواج هیش

کلا هیش

نمی دونم

کلا دو تا قطه عطف می خوام یکی خلاصی از مشکل اصلی و  دومی پیدا کردن نقطه روشن(البته خلاص شدن از دیوس های اطراف هم فراموش نشه)


می خواستم بنویسم خدا بزرگه ولی...

نمی دونم

خدایا من که نمی تونم خودت یک کاری کن


داشتم فکر می کردم که توسل نمی کنم من ولی باز امروز

مرگ بر دشمن درون

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۱۵

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی